20جمادی الثانی سالروز ولادت سیده نساء العالمین حضرت زهرای مرضیه (س)مبارک باد

در گلستانی گلي ديدم شگِفت
شبنمي بر صورتش همچون شراب
بلبلاني شيفته بر گرد او
در ميان عنبر و مشک و گلاب
چيدنش شد آرزويم ناگهان
دست بردم سوي او بس با شتاب
کاينچنين زيبا گلي را تا کنون
نه به بيداري بديدم نه به خواب
بهر چيدن تا بشد دستم دراز
گشت دل از سوز خار او کباب
گفتم اي گل اين چنين کبر و غرور
کي بود شايسته اين رنگ و آب
روي سوي ديده ی گريان نمود
وز سر مهر اين چنين دادم خطاب
گر نبود اين خارها بر پيکرم
بر رخم کي ماند اين رنگ و لعاب
در تامل گشت عقل و جان من
دل ربود از من به يغما آن جواب
خارها بايد ملازم لاله را
تا مصون ماند ز خشم و از عتاب
آن چه موجب شد که گل باشد امان
آن حجاب است آن حجاب است آن حجاب
مهدي صادقي
مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: اگر ریشهها را بررسی کنیم درخواهیم یافت که دلیل بسیاری از اعتیادهای کنونی که جوانان را به قربانگاه برده همین بدحجابیهای رایج در جامعه است.

هوسراني: انسان به خاطر برخورداري از قوه شهوت که درون نفسش قرار دارد اگر بدون توجه به ارزشهاي ديني واخلاقي به خواسته هاي نفسش پاسخ مثبت دهد اورا به انساني هوسران مبدل ميسازد،برخي از زنان فقط به خاطر هوسراني به تنوع لباس،آرايش وزينت وخودنمايي در جامعه مي پردازند از اين روز هزينه ووقت زيادي را صرف اين کارها ميکنند.
ضعف ايمان : بي حجابي فقر فرهنگ ديني است فرامين الهي واز جمله حجاب اسلامي ، از سوي خداوند متعال به بشر ابلاغ گرديده است ورعايت آن نيز واجب شده است بنابراين کساني که از اعتقاد به خدا در شک وترديد به سر مي برند وقلب آنها از ايمان به خدا ومحاسبه روز جزا به مقام اطمينان نرسيده وتا زماني که اين مشکل اعتقادي برطرف نشود بهبودي حاصل نمي گردد چرا که ايمان به خداوند مادر تمام ارزشهاست.
غربزدگي : تقليد از غرب يکي از مشکلات زنان مسلمان بوده است که بدون کمترين تفکر وتحليلي از زندگي زن غربي به او اظهار تمايل مي کنند خمير مايه اصلي اين تقليد را جهل وهوس تشکيل مي دهد غرب به دنبال گرفتن حجاب زن چيزي به او نداده است بلکه به دنبال آن، ارزشهاي ديگري اورا ربوده است.
ازدواج: عده اي از دختران وجوانان خودنمايي وسپس ارتباط با نامحرم را پلي براي رسيدن به ازدواج مي پندارند آنها گمان برده اند که اظهار زيبائيهاي زنانه مي تواند جوانان را به آنها راغب کند غافل از اينکه با اين همه خودنمايي وارتباط ودوستي با جوانان وخوشروئي هايي که با دختران دارند هرگز به ازدواج آنها تن درنمي دهند . بي تقواترين مرد جامعه براي ازدواج خود به دنبال عفيف ترين دختر مي رود جوانان بي تقوا از دختران خود نما براي لذتهاي موقتي خود استقبال مي کنند نه براي ازدواج
ضعف حياء: ضعف اين صفت از سستي اعتقاد به مبداء ومعاد سرچشمه مي گيرد وبي حجابي از مصاديق بارز بي حيائي است که از ضعف ايمان ناشي مي شود پوشش وحيا تفکيک ناپذير است وتا جلوه اي از حيا در زني وجود داشته باشد پوشش او نيز با جديت مراعات مي شود زنان با حيا کساني هستند که با پوشش کامل خود از نمايش بدن ، موهاي سروزينت هاي خود شرم مي ورزند . بي حجابي زنان ودختران جوان از دوستان بي حيا ، فيلمهاي مبتذل جهل به ارزش والاي عفت وحيا وفرهنگ اقوام خانواده به ويژه روحيه مادر وپدر سرچشمه ميگيرد.
آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادىهاى جنسی خود تلقّى مىکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهاى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مىگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مىسوزاند.
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آنها کاسته مىشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
حیا، عفاف و حجاب زن مىتواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مىباشد که در صدد کام جویىهاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچىگرى او ناشى مىشود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهاى بدن نما و آرایشهاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مىخواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علتهاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانىاند نمىباشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مىطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکشتر مىگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مىشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مىآورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عدهاى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مىگردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.
در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است. 2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین. 3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت 4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او 1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجانها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.
2. همان، ص 434.
یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُوارِی سَوْآتِكُمْ وَ رِیشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ
ای فرزند آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم كه اندام شما را میپوشاند و مایهی زینت شماست و لباس تقوا بهترین است. این از آیات خداست؛ باشد كه متذكر شده، پند گیرند. ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را فریب دهد، چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد. پوشش از تن آنان بركند و قبایح آنان را در نظرشان پدیدار نمود؛ همانا كه شیطان و بستگانش شما را میبینند، در صورتی كه شما آنها را نمیبینید. ما شیطان را دوستدار آنان كه ایمان نمیآورند، قرار دادیم.
سورهی اعراف (7)، آیه 26 ـ 27
اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق
فريضه نماز امري نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكي از آثار و نتايج مطلوبي است كه در زندگي نمازگزار ظاهر ميشود. اثر ديگري كه نماز در حيات مسلمين ايجاد ميكند اين است كه در عين قرب الهي او را با جامعه انساني پيوند داده و نسبت به ساير انسانها بلكه تمام همنوعانش ولو غير مسلمان يك فرد مسئول بار ميآورد. و اين است روح نماز و تعبد به خدا كه هرگز نميگذارد فرد در مقابل خلق خدا بيتفاوت باقي بماند. و احساس مسئوليت اجتماعي نداشته باشد.
پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكي اثر فردي كه موجب نزديكي او با خدايش ميگردد و ديگر اثر اجتماعي است كه او را در جامعه فرد مسئول بار ميآورد. يعني نميشود كسي اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشري و همنوعان خويش هيچ وظيفهاي را احساس نكند.
فلذا به همين خاطر ميبينيم كه در آيات متعدد قرآن زكات در كنار صلاه (نماز) آمده است و اين بدان معناست كه اهل نماز اهل صدقات و زكات نيز هستند يعني اهل نماز به فكر اجتماع خويش بوده و تلاش دارند كه با دادن زكات و اعطاي صدقات، جامعه را از فقر بيرون آورند.
و اقيموا الصلاة وآتوا الزّكاة و ماتقدّموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله.
«و نماز را به پا داريد و زكات را ادا كنيد. هر كار خيري براي خود از پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت»[1].
و در آيه ديگر ميفرمايد: الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و ممّا رزقناهم ينفقون.
«(تقوا پيشگان) كساني هستند كه ايمان به غيب دارند و نماز را بپا ميدارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق ميكنند».[2]
و در آيهاي بسيار زيبا چنين ميفرمايند: الذين اِنْ مكنّاهم في الارض اقاموا الصلاة و آتوا الزّكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر.
«ياران خدا كساني هستند كه اگر در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را به پا ميدارند و زكات ميدهند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند»[3]. و از پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) منقول است كه فرمودند: لاتتمّ صلاةٌ إلاّ بزكاة. «نماز كامل نميشود مگر با پرداختن زكات»[4]. يعني انسانهاي نمازگزار هميشه به فكر سعادت و تعالي جامعه خويشند و نميتوانند نسبت به آينده مردم جامعه خود بيتفاوت باشند. اگر مشاهده كنند كه فقيرند به آنها زكات پرداخت ميكنند و اگر ببينند كه از سعادت و كمال خويش منحرف شدند آنان را امر به نيكي كرده و از اعمال زشت باز ميدارند و در همه حال و همه جا به نيكبختي و سعادت اجتماعي انسانها ميانديشند و معتقدند كه سعادت بشر در پرتو خوبيها و اعتقاد به خدا و عمل به تعاليم دين نهفته است. و به قول اقبال لاهوري اهل نماز معتقد است كه زندگي و حيات حميده در خيمه ايمان لميده است آنكه اين نديده گلي از باغ آن نچيده است.
لا اله باشـد صـــدف گوهر نمـاز * * * قلب مسلم راجح اصغر نمـــاز
در كف مسـلم مثـال خنجر است * * * قاتل فحشا و بغي و منكر است
هر كه پيمان با هو الموجود بست * * * گردنش از بند هر معبود رست
بنابر اين وصلت به معشوق و رستن از غير معبود و تلاش در راه وصول به سعادت براي مخلوق دو اثر اصلي و عمده در نماز است كه نمازگزار واقعي به آن واصل ميگردد.
[1] سوره مباركه بقره، آيه 110.
اهميت و آثار نماز در اسلام
نماز از نظر اهميّت و ارزش در حدى است كه حضرت احديت كسى را از آن استثنا نفرموده و نخواسته احدى از بندگانش از اين فيض عظيم و از اين منبع بركت كه سودش ابدى و نفعش در دنيا و آخرت سرمدى است محروم بماند.
به همين خاطر همان طور كه به تمام امتهاى قبل از بعثت رسول اسلام امر به نماز فرمود، فرد فرد مرد و زن و امت اسلام را نيز به اين فريضهى الهيّه و حقيقت ملكوتيه دعوت كرد و آنان را به انجام اين عمل بزرگ عبادى مأمور فرمود:
« فَاَقيموُا الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ كانَتْ عَلَى المُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً »[1] .
پس «اى بندگان من و اى امت اسلام! » نماز را با شرايط لازمش بجاى آوريد، كه نماز براى اهل ايمان حكمى واجب و فريضهاى لازم و حتمى است.
تمام كوشش و تلاش ما در اين بخش از بحث بر اين است كه فضيلت نماز را در دين اسلام تبيين نموده و اهميت و جايگاه آن را روشن سازيم، به اين معني كه اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات الهي را در دين از حيث درجه و مرتبه مورد ارزيابي قراردهيم نماز در چه مرتبهاي از مراتب قراردارد و جايگاه آن در چه حدّي است؟ آيا ميتوان آن را در عرض ساير تعاليم ديني قرارداد يا خير نماز از جايگاه ويژهاي در دين برخوردار ميباشد؟
عناويني كه در اين فصل مورد بحث قرار خواهند گرفت در راستاي همين هدف انتخاب شدهاند. انشاء الله كه بتوانم در تعقيب اين هدف خوانندگان محترم را مددي رسانده باشم.
فلسفه نماز
تمام پديدههاي نظام هستي معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشأ آفرينش آنها خالق قادري است كه هستي از او نشأت گرفته است. همه موجودات از جمله انسان از فيض حق وجود يافتهاند و نه تنها در مقام حدوث بلكه در مقام بقاء نيازمند و محتاج اويند.
يعني خداوند نه تنها نعمت وجود را به موجودات اعطا نموده است بلكه ربوبيت و سرپرستي آنها را نيز عهدهدار گشته است پس خدا هم خالق است و هم رب، و همه موجودات به خالقيت و ربوبيت او اعتراف دارند.
يسبح لله ما في السموات و ما في الارض الملك القدوس العزيز الحيكم. «تسبيح ميگويد خدا را آنچه در آسمانها و در زمين است آن پادشاه پاك عزيز حكيم را»[1].
انسان كه اشرف كائنات است بر اساس فطرت به ربانيت او مقر و معترف است و هرگونه شرك را از او نفي ميكند و لازم است كه فقر خويش و غناي خالق، كوچكي خود و عظمت رب را اظهار نمايد و رمز نماز در همين است كه بنده اظهار عبوديت و بندگي نمايد. چنانچه در كلام گوهر بار امام رضا (عليه السلام) آمده است كه: علة الصلاةِ انَّها اقرارٌ بالربوبيّة لله ـ عزّ وجل ـ وخلعُ الانداد وقيامٌ بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذّل والمسكنة والخضوع والاعتراف.
«علت نماز اقرار به ربوبيت خدا و نفي هرگونه شريك براي او و ايستادن با خضوع و كوچكي و بيچارگي در پيشگاه خداست»[2].
از آن جهت كه آدمي مركّب از عقل و شهوت است و نيز در فرمان برداري او هيچ گونه جبري وجود ندارد بلكه با اختيار زندگي ميكند قطعاً داراي معاصي و گناهان هم هست پنج بار ايستادن در مقابل خداوند در حال نماز به معناي اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان و طلب مغفرت در مقام عمل است.
پس «نماز، ايستادن با اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان پيشين و نهادن صورت بر زمين پنج نوبت در شبانه روز با عظمت خدا، همراه است»[3].
و چون هواي نفس هر لحظه او را به غفلت و سركشي سوق ميدهد و به غرور و خود خواهي دعوت ميكند و به افزون طلبي و تماميت خواهي فرا ميخواند بايد در مقابل آن، عاملي باشد بسيار قوي و نيرومند كه جلوي اين رذايل را سد نموده و او را به سمت عزت و عظمت انساني سوق دهد كه آن نماز است چون نماز تنها عنصر بازدارنده از ذمائم اخلاقي است.
چنانچه در حديث آمده است كه «نماز موجب ياد خدا و دوري از غفلت و سركشي و باعث خشوع، فروتني و خواهان طلب افزايش معنوي و مادي است».
و چون در سرشت آدمي نسيان و فراموشي عجين است هر لحظه بيم آن ميرود كه انسان خود و آفريدگارش را به باده نسيان و فراموشي سپرده و طغيان و سركشي را پيشه خود سازد و عمري را در حيوانيت و پستي سپري سازد و كمال و انسانيت خويش را در حيات حيواني ببيند اينجاست كه: «نماز او را به مداومت بر ذكر خدا در شب و روز بر ميانگيزاند تا بنده، مولي و مدبر و آفريدگار خود را فراموش نكند چرا كه فراموشكاري، باعث طغيان و سركشي خواهد بود».
و بالاخره اينكه فلسفه نماز، حضور در پيشگاه ربوبي و اظهار بندگي و عبوديت و اقرار به ربوبيت پروردگار و جاودانگي بر آن ذاتي است كه موجب ميشود بنده در پي اصلاح و سعادت خويش برآيد و به كمال انساني خود دست يابد. «انسان در حال نماز در محضر خدا و به ياد خداست و همين حالت او را از معاصي بازداشته و از همه تباهيها و تاريكيها او را مانع ميشود».
|
تعلیم وتربیت از دیدگاه شهید مرتضی مطهری و علامه طباطبایی |
|
|
|
|
|
اندیشههای شهید مطهری باید به عنوان مبنای مواجهه علمی با افکار وارداتی جدید و دستیابی به نوآوریهای علمی در عرصه معارف دینی مورد توجه قرار گیرد. بررسی اندیشه و آرای آیت الله شهید مطهری و تأثیر آن در شکلگیری مبانی فکری انقلاب اسلامی و تجلیل از شخصیت کم نظیر ایشان هم، مورد نیاز جوامع اسلامی و هم ادای بخشی از وظیفه حقشناسی نسبت به اندیشمندان و فرزانگان انقلاب اسلامی است. شهید مطهری، با ایمان، علم و اعتماد به نفس والای خود و همچنین ادب و انصاف علمی در آن سالها شجاعانه وارد میدان شد و با یک مواجهه صحیح و علمی در مقابل تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی، توانست چهره روشن و نابی از تفکرات اسلامی ارائه دهد و جریان روشنفکری اسلامی صحیحی را پایه گذاری نماید که در واقع مبنای بخشی عمده از جریان فکری انقلاب اسلامی شد.» |
|
|
|
ادامه مطلب
روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد،
یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام داده ای
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت
فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که
پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه
کرده بودند پیدا کند
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که :
خواستن توانستن است
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت
و او را از چاه بیرون آورد!
شب تار من خدایا زچه رو سحر ندارد
مگر این عزیز زهرا ز دلم خبر ندارد
تو به من مگر نگفتی , غم دل به او بگویم
غم دل بگفتم اما به من او نظر ندارد
همه دم زنم صدایش شنوم مگر نوایش
چه کنم که آه سردم به دلش اثر ندارد
تو بگو کجا روم من که جمال او ببینم
که دلم به جز جمالش هوس دگر ندارد
تو بده نشانم او را که جز او دگر نبینم
که ندیده هر که او را به یقین بصر ندارد
ز ظهور او سئوالی بنمودم از یکی گفت
که ز وقت رجعت او خبری بشر ندارد
به کجایی ای عزیزم نگری به حال و دردم
که فراق و دوری تو به جز از ضرر ندارد
تو برای شیعه هستی چو پدر به امر یزدان
تو بیا که شیعه جز تو پدری دگرندارد
نه فقط منم که هجرت زده آتشی به جانم
به حسین(ع) نما عنایت که کسی به بر ندارد
تو به کربلا نبودی به حسین کمک نمایی
ز وفابرس به دادش که کسی به سر ندارد
به کنر نعش اکبر بنشست حسین (ع) و گفتا
که خبر دهد به لیلا که دگر پسر ندارد
به مصائب حسینی به جهان کسی چو (کردی)
از میان سینه سوزان سخنش اثر ندارد
اقتباس از کتاب قفل شکسته از حاج سید حسن
هایپر یک سایت ه.م درباره سخنرانی مؤثر دارد که در آن نوشته :
«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت 40 نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئناً کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.»
حالا این شما و این هم 40 توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید:
1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.
2) از مشکلات درس می گیرند ، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.
3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.
4) در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغشان آید ، هوشیارانه و روشمندانه موفقیتشان را می سازند.
5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.
7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.
8) سرزنش نمی کنند (واقعاً فایده اش چیست ؟) آنها مسؤلیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماماً به عهده می گیرند.
9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.
10) همیشه مشغول ، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.
11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.
12) بلند پرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب میکنند تا نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.
13) به وضوح و دقیقاً می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقاً برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفاً تماشاگر باشند.
14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نو آوری می کنند.
15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.
16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یاد گیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی ، دیدن و شنیدن ،پرسیدن ، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.
17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
18) دقیقاً می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با ، از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.
19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند ؛ ریسک های مالی ، احساسی و شغلی.
20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تأثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.
21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت ، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.
22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند ؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند ، عمل می کنند.
23) بیشتر از افراد معمولی روی احساساتشان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساساتشان نمی شوند.
24) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.
25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.
26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند ، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.
27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.
28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند ، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند ، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود ، شاد می شوند.
30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چطور به نظر می رسند ، توجهی ندارند.
31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.
32) متواضع هستند و اشتباهاتشان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذر خواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.
33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را برهم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.
34) همیشه سلامت جسمانی خودشان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر ، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.
35) موتور بزرگ و پر قدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.
36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.
37) با افراد بد ذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.
38) وقتشان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترلشان خارج است صرف نمی کنند.
39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.
40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. در باره تئوری های عجیب و غریب خیال بافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.
امیداریم شما دانش آموزان عزیز نیز به بهره گیری از اینگونه توصیه ها و روش ها ، پله های موفقیت را در تمامی شئونات زندگی طی نموده و شما را بر قلل رفیع افتخار و پیروزی نظاره گر باشیم.
بسم الله الرحمن الرحيم
يا مقلب القلوب و الابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
باز عالم و آدم و پوسيده گان خزان و زمستان، خندان و شتابان به استقبال بهار مي روند تا اندوه زمستان را به فراموشي سپارند و كابوس غم را در زير خاك مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پايكوبي با ترنم اين سرود طرب انگيز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار مي نمايند و باز گرماي ملايم و فرحبخش روز هاي آفتابي بهار در باغ و راغ و كشتزار ها به سبزه و گل و درختان بشارت مي دهد تا از خواب سنگين زمستان بيدار شوند و روح تازه بخود گيرند و جلوه اي از آفرينش و جلال و جمال الهي آشكار مي سازد.
عيد نوروز ۱۳۹۱ بر تمام ايرانيان مبارك باد.
مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال در سوره احزاب آیه 59 مطرح شده، و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:
و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ;
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بى نیازند یا کودکانى که بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَة وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ;
و بر زنان از کار افتاده اى که [دیگر ]امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که] زینتى را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.
در شأن نزول آیه 30 سوره نور « قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم...» جناب کلینى به سند خویش از سعد اسکاف نقل مى کند که امام باقر(علیه السلام)فرمود:
جوانى از جماعت انصار در شهر مدینه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى خود مى انداختند [در نتیجه، بنا گوش و گردن ایشان هویدا بود. ]وقتى زن از کنار وى گذشت جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان که راه مى رفت وى را نظاره مى کرد و وارد کوچه اى شد و در حالى که به پشت سر خود نگاه مى کرد به راه خود ادامه داد که صورتش به استخوان یا تکه شیشه اى که از دیوار بیرون زده بود برخورد کرد و شکست. وقتى آن زن از نظرش محو شد نگاه کرد و دید که بدن و لباسش خونین شد. [به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند خدمت رسول خدا مى رسم و او را از این مسئله خبر دار مى کنم. پس خدمت رسول خدا شرفیاب شد. پیامبر از حال وى جویا شد و او جریان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک أزکى لهم إنّ الله خبیرٌ بما یصنعون.21
سیوطى نیز این شأن نزول را به نقل از ابن مردویه از امام على(علیه السلام)نقل کرده است.22 از این شأن نزول مى توان استنباط کرد که اولین آیاتى که در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده، همین آیات سوره نور است.
گزارش هاى تاریخى حاکى از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتى را پیش گرفتند و با شنیدن این آیات به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونى هایى در چگونگى پوشش زنان پى بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوشش هاى متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى (244ـ310 ق) در تفسیر خود آورده است:
عن عائشه زوج النبى(صلى الله علیه وآله) انّها قالت یرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله«ولیضربنّ بخمرهنّ...» شققن اکثف مروطهن فاختمرن به;23رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامى که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیم ترین پوشش هاى پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.
اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام میفرماید:« هیچ کس نمیداند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تختههایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن میگذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، میدیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست میکردند و مرده را داخل آن میگذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبهدار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمیشود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
منابع:
- بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
- بحار/92/43 اول صفحه -
- بحار/189/43 -
- بحار1/81/43-
- بحار/54/43 -
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم میمانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنماییهای عدهای از زنان بدحجاب و بیحجاب قرار نمیگیرد و هم مراکز اجتماعی مثل ادارهها و بیمارستانها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاریهای اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان میکردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.» بسیاری از پروندههای ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران میساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانوادهاست، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زندهترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادیهای تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگرانکنندهای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بیحجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت میرساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بیحجابی به اینجا ختم نمیشود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه میکنیم و بینش اسلام را مشاهده مینماییم، به روشنی در مییابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاههای اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام میخواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بیقید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچوجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.






